الشيخ محمد رضا المظفر ( مترجم : شيروانى )

166

أصول الفقه ( تحرير اصول فقه ) ( فارسى )

2 . واحد : مقصود از واحد در اين بحث « واحد در وجود » است . بنابراين ، اجتماع امر و نهى در امر واحد يعنى اجتماع آن دو در يك وجود ، به اين صورت كه امر به چيزى و نهى به چيز ديگرى تعلق گرفته باشد لكن هر دو با يك وجود تحقق يابند . « 1 » از اينجا دانسته مىشود واحد به جنس ، مانند سجدهء براى خدا و سجدهء براى شيطان ، از محل بحث بيرون بوده مىتواند يكى واجب و ديگرى حرام باشد . 3 . جواز : مقصود از جواز در اين بحث امكان در برابر امتناع است ، و مىتواند مراد از آن عدم قبح عقلى باشد ، كه بازگشت آن به معناى نخست است ، زيرا فعل قبيح ، بر خداوند ممتنع است . با توجه به توضيحات يادشده دانسته مىشود نزاع اصول‌دانان در اين بحث در آن است كه آيا در مورد التقاى دو عنوان مأمور به و منهى عنه در وجود واحد آيا امكان دارد امر و نهى هر دو باقى بوده در نتيجه مكلف با انجام يك كار هم مطيع باشد و هم گناهكار ، يا جايز نيست ؟ كسانى كه اجتماع را جايز مىدانند ، ناگزير به يكى از دو امر زير استناد مىكنند : الف . اينكه عنوان خودش متعلق تكليف بوده حكم از عنوان به معنون سرايت نمىكند . ازاين‌رو ، اجتماع عنوان مأمور به و منهى عنه در فعل واحد مستلزم اجتماع خود امر و نهى در آن فعل نخواهد بود . انّ العنوان بنفسه هو متعلق التكليف و لا يسرى الحكم إلى المعنون ، فانطباق عنوانين على فعل واحد لا يلزم منه ان يكون ذلك الواحد متعلقا للحكمين ، فلا يمتنع الاجتماع ، أى اجتماع عنوان المأمور به مع عنوان المنهى عنه فى واحد ، لأنه لا يلزم منه اجتماع نفس الأمر و النهى فى واحد .

--> ( 1 ) - بدين معنا كه از نظر عرف در خارج يك فعل ، مصداق دو عنوان شده است .